
به مناسبت روز نیروی هوایی؛ در حسینیهی امام خمینی رحمهالله (۱)
بسم الله الرّحمن الرّحیم
و الحمدلله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا و نبیّنا ابیالقاسم المصطفیٰ محمّد و علی آله الطّیبین الطّاهرین المعصومین.
خیلی خوشآمدید عزیزان من! جوانان و مسئولان محترم نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران و پدافند هوایی. دیدار سالیانه با شما، برای من به معنای واقعی کلمه خرسندکننده است؛ چهرههای جوان، چهرههای امیدوار، چهرههای شاد و امیدبخش. شماها هر جا که باشید، حضور شما امیدبخش و نعمت بزرگ خدا است. تشکّر میکنم از بیانات فرمانده محترم که بیانات خرسندکنندهای است و کارهایی که در این گزارش کوتاه آمده بود، سرفصلهای مهمّی است؛ دنبالکردن لازم دارد، تعقیبکردن لازم دارد؛ شروع هر اقدامی یک مسئله است و تداومش و ثباتش خیلی مهم است و مسئلهی دیگری است. همین طور تشکّر میکنم از رزمنوازان عزیزمان، هم شعرشان بسیار خوب بود، هم آهنگشان خیلی قشنگ بود؛ انشاءالله که موفّق باشند.
عزیزان! من عرض میکنم که یکی از نعمتهای خدا در حقّ این ملّت، این بود که ارتش کشور با ملّت همراه شد؛ این خیلی نعمت بزرگی بود. در انقلاب اگر ارتش همدل و همراه با مردم نمیشد، وضع جور دیگری میشد، مشکلات عجیبی به وجود میآمد؛ سران ارتش یک حکم داشتند، بدنهی ارتش یک حکم دیگری داشت. هر کدام از نیروهای ارتش نقشی ایفا کردند؛ نقش نیروی هوایی را من در چند جمله عرض میکنم:
نقش نیروی هوایی خیلی برجسته بود؛ اوّلین نقش نیروی هوایی در مسئلهی انقلاب همین قضیّهی نوزدهم بهمن بود. این نوزدهم بهمن مثل خود انقلاب بود؛ همچنان که انقلاب شگفتیساز بود، نوزدهم بهمن هم شگفتیساز بود. من آنجا بودم، وقتی از داخل خیابان داشتند میآمدند این جوانها؛ بعضی افسر، بعضی درجهدار و بسیاری همافر. بنده از آن بالا در یکی از ساختمانها که مشغول کار بودیم دیدم، خودم را رساندم به آنجا(۲) که امام تشریف داشتند، بعد اینها آمدند و بقیّهی قضایا؛ شگفتیساز بود به معنای واقعی کلمه؛ هم دشمن را ناامید کرد و روحیهاش را بشدّت تضعیف کرد، هم انقلابیّون را شاد کرد و روحیهشان را بشدّت تقویت کرد، واقعاً شگفتی بود؛ در واقع آمدن آن چند مجموعه -در مجموع مثلاً چند گروهان- از نیروی هوایی که آمدند در مدرسه ایستادند و سرود خواندند و سلام کردند به امام، این یک رزق لایُحتَسَب بود برای این انقلاب و برای مبارزین و برای امام بزرگوار -وَ مَن یَتَّقِ اللَّهَ یَجعَل لَهُ مَخرَجًا * وَ یَرزُقهُ مِن حَیثُ لا یَحتَسِب-(۳) این حقیقتاً رزق لایُحتَسَب بود؛ این یک مرحله بود.
مرحلهی بعد، واقعهی شب بیستویکم بهمن بود که کمتر گفته میشود؛ شب بیستویکم بهمن نیروی هوایی به خاطر انتقام همین مسئله، مورد تهاجم تانکها قرار گرفت. و البتّه مردم به کمکشان رفتند، آنها هم محکم ایستادند و سلاحهای داخل انبار را دادند دست مردم، مردم را مسلّح کردند و غلبه کردند؛ تفنگ و جسم و فداکاری، بر تانک و تشکیلاتِ بشدّت خشمآلودی که به سراغ بچّههای نیروی هوایی آمده بود، غلبه کرد؛ این هم یک مرحله. من آن شب هم کاملاً یادم هست؛ جوانهای کشور در خیابانها، از جمله در خیابان ایران که ما آنجا بودیم، راه میرفتند و فریاد میزدند که «نیروی هوایی را دارند قتلعام میکنند، بریزید مردم، بیایید» و مانند اینها؛ و جوانها به کمک نیروی هوایی میرفتند؛ این هم یک مرحله.
یک مرحلهی دیگر، مسئلهی افشای توطئهی کودتای پایگاه همدان -پایگاه شهید نوژه- بود؛ آن[جا] هم، افشای توطئه به وسیلهی یک افسر نیروی هوایی شد؛ یک افسر جوان خلبان نیروی هوایی -که من بعدها در دوران جنگ آن افسر را دیدم که جانباز هم شده بود- سحر، تقریباً نصفشب، آمد پیش من در منزل ما و گفت که یک چنین قضیّهای است و بنا است [کودتا کنند]؛ ما هم باور نمیکردیم؛ این جوان نصفشب خودش را -حالا داستانش مفصّل است- به اینجا و آنجا، به در و دیوار زده بود که شاید بتواند دستش برسد به امام، به امام خبر بدهد؛ نشده بود، به او گفته بودند برو پیش فلانی؛ آمد پیش من و گفت که قضیّه این است. خسته، افتاده، کوفته، ترسیده، آمد، من هم عناصر اطّلاعاتی را احضار کردم، به آنها گفتم این جور دارد میگوید؛ رفتند همان روز [پیگیری کردند]. یعنی فردای آن روز قرار بود کودتا در تهران عملیّاتی بشود، یک جوان نیروی هوایی خنثی کرد همهی اینها را. اینها چیزهایی است که جزو تاریخ ما است؛ متأسّفانه تاریخ انقلاب و تاریخ حوادث و نقشآفرینیهای عجیبی که در این انقلاب شده، برای خیلیها ناگفته و ناشنفته است؛ این را هم من پای نیروی هوایی حساب میکنم، به حساب نیروی هوایی مینویسم، این حرکت بزرگ را، این کار عظیم را که انجام داد.
یک مسئلهی دیگر، مسئلهی جهاد خودکفایی است؛ جهاد خودکفایی، ابتکار نیروی هوایی بود؛ آن وقت من در وزارت دفاع بودم و مسئول کارهای نظامی بودم از طرف شورای انقلاب؛ خود ما هم پیشنهاد نکردیم، [بلکه] آنها پیشنهاد کردند؛ گفتند ما میتوانیم یک تشکیلاتی درست کنیم به نام جهاد خودکفایی؛ اسمش را هم خودشان گذاشتند؛ ما تأیید کردیم، تصویب کردیم، پشتیبانی کردیم وَالّا کار را خود جوانهای نیروی هوایی کردند. بینشان افسر بود، بینشان همافر بود، یک جمعی شدند و شروع کردند به تلاش کردن و جهاد خودکفایی در ارتش راه افتاد که خب لااقل شما -فنّیهایتان- میدانید که جهاد خودکفایی چه کار بزرگی را در طول این چند دهه در کشور انجام داده؛ این هم یکی از آثار و خصوصیّات نیروی هوایی.
یک مسئله [دیگر]، اوّلین واکنش کوبنده در جنگ تحمیلی را نیروی هوایی انجام داد؛ روز دوّم جنگ -یعنی روز اوّل که خب آنها حمله کردند، فردا یا پس فردایش بود- با آن تعداد سورتی(۴) شگفتآور، حملهی به بغداد کرد و حملهی به عراق کرد که همه اصلاً متحیّر ماندند؛ دشمن انتظار نداشت. ما هم امکاناتمان فوقالعاده کم بود، خیلی کم بود؛ یک مقدار امکانات نداشتیم، یک مقدار [هم] امکانات نمیشناختیم؛ داشتیم، نمیشناختیم؛ فرماندهان ما هنوز بلد نبودند. در عین حال یک رقم بالایی، مثلاً ۱۴۰ سورتی یا بیشتر، در یک روز رفتند عراق، در پاسخ به بمباران فرودگاههای ما، فرودگاههایشان را، اینجا و آنجایشان را بمباران کردند. [بنابراین] اوّلین حرکت کوبنده در جنگ تحمیلی از طرف ارتش و نظام نیروی هوایی اتّفاق افتاد.
بعد هم در طول جنگ یک نمونه از فعّالیّتهای ارتش [عملیّات] والفجر هشت است. خدا رحمت کند شهید ستّاری را؛ شهید ستّاری آن وقت افسر فنّی بود، مسئول فنّی بود در نیروی هوایی، هنوز فرمانده نیرو هم نبود؛ کاری کرد در والفجر هشت که رزمندگان از اروند عبور کردند و رفتند آن طرف اروند و فاو را گرفتند و آن قضایای مهم که واقعاً آن حرکت دنیا را تکان داد. آنجا شهید ستّاری و همکارانش چند شبانهروز خواب به چشمشان نیامد؛ این دستگاههای پدافند را دائماً از اینجا منتقل میکردند به آن طرف، از آنجا منتقل میکردند به این طرف، مدام شلّیک میکردند، هواپیما میانداختند و جایشان را عوض میکردند برای اینکه هدف قرار نگیرند؛ کار فوقالعادهای کردند که اصلاً قابل توصیف نیست. آنهایی که اهل قلمند، آنهایی که اهل گفتنند، آنهایی که اهل سرودنند، اینها را باید بسرایند، اینها را باید بنویسند؛ اینها کارهای خیلی بزرگی است که انجام گرفته، ملّت ما هم غالباً -یعنی جوانهای ما- خبر ندارند از آنچه اتّفاق افتاده. یک نمونهاش حالا والفجر هشت بود، در موارد دیگر هم مواردی اتّفاق افتاده.
یکی از کارهای مهم، ساخت هواپیما [است]. اوّلین هواپیمای جنگیای که در کشور ساخته شد، در نیروی هوایی ساخته شد؛ من آمدم آنجا بازدید کردم، دیدم؛ با استفاده از هواپیماهایی که داشتیم، یک تغییراتی دادند و کاری کردند و ساخت هواپیمای جنگندهی دوکابینه در داخل کشور شروع شد. این کار در نیروی هوایی انجام گرفت که مهم بود؛ بعد هم تا این اواخر کارها ادامه داشت و این آخرین کار، پشتیبانی از مدافعان حرم است که کار بزرگی انجام گرفت؛ در این زمینه هم کار بزرگی انجام شد.
خب، این حالا بخشی از گذشتهی شما جوانها است. خیلی از شما که دارید این حرفها را میشنوید، آن روزها را ندیدهاید، درک نکردهاید، هنوز به دنیا نیامده بودید امّا اتّفاق افتاده؛ این تاریخ شما است، این گذشتهی شما است، این هویّت شما است؛ این هویّت را هر چه میتوانید حفظ کنید؛ حرف من این است. من میگویم مهمترینِ کارها -که همهی این چیزهایی که من گفتم و دهها برابرِ این، ناشی از آن است- عبارت است از انسانسازی، نیروی انسانی؛ قوّت هویّت و شخصیّتِ یک جمع و انسانهایی که آن جمع را تشکیل میدهند؛ این از همه چیز مهمتر است؛ انسانسازی کنید. در نیروی هوایی یک جوانی مثل شهید بابایی درست شد، مثل شهید ستّاری درست شد و مثل بقیّهی شهدایی که فراوانند -شهدای بزرگ- و همهی اینها به برکت انقلاب اسلامی بود. در رژیم طاغوت استعدادها وجود داشت، امّا به فعلیّت نمیرسید؛ آنچه توانست مِسها را تبدیل کند به طلا، آنچه توانست بکلّی عنصرها را تغییر بدهد و جابهجا بکند و انسانها را به یک چنین شخصیّتهای برجستهای تبدیل کند، انقلاب اسلامی و حرکت عظیم ملّت ایران بود.
خب، برداشت و تلقّی من امروز از مسائل گوناگون کشور، تلقّیای است که در صحبتهای من کاملاً منعکس است، همه شنیدهاید. تلقّی من، تلقّی خوشبینانه است؛ نه اینکه حوادث را نمیشناسم و نمیدانم، گرفتاریها را نمیدانم، گرانیها را نمیبینم؛ چرا، اینها همه چیزهای واضحی است، اطّلاعات و خبرها به ما خیلی بیشتر از خیلی جاهای دیگر هم میرسد امّا مجموعاً وقتی نگاه میکنم، میبینم ملّت ایران، امروز مثل یک قهرمان، مثل یک شخصیّت برتر در مقابل یک جبههی خصمِ دشمنِ خبیثِ حیلهگر ایستاده و میداند میخواهد چه کار کند؛ مهم این است؛ ما میدانیم دنبال چه هستیم. آرمانها برای ما روشن است، هدفها روشن است. ملّت ایران با همهی قدرت، پشت این انقلاب و پشت این نظام ایستاده؛ خب یک جاهایی گلهمندی هم هست، یک جاهایی ناراحتی هم هست، توقّعات هم هست امّا این گلهمندیها، این توقّعات هرگز موجب نشده که ملّت ایران از استقلال، از عزّت، از سرفرازیای که به وسیلهی انقلاب به دست آورده، رویگردان بشود و رویگردان نخواهد شد. ما اینجا همه وظیفه داریم.
تحفه درویش...
ما را در سایت تحفه درویش دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 141 تاريخ: دوشنبه 13 اسفند 1397 ساعت: 20:10